Accustomed To
Accustomed To
be/get accustomed to (something) یعنی «به چیزی عادت داشتن/کردن». بعد از to اسم یا فعلِ -ing میآید (چون اینجا to حرفِ اضافه است، نه نشانهٔ مصدر): I’m accustomed to working late.
واژههای کلیدی
- accustomed to — عادتکرده به