Constrained
Constrained
constrained (صفت) یعنی «محدود، در تنگنا؛ مجبور به رعایتِ محدودیت»: We’re constrained by the budget. «بودجه دستوپایمان را بسته.» فعلش constrain (محدود/مجبور کردن)، اسمش constraint (محدودیت،
واژههای کلیدی
- constrained — محدود، در تنگنا
- constraint — محدودیت، قید