Count One'S Self Something
Count One'S Self Something — adj
count oneself (lucky/fortunate) یعنی «خود را (خوششانس) دانستن؛ باید شکرگزار باشی»: She should count herself lucky. «باید خدا را شکر کند که خوششانس بوده.» ساختاری برای گفتنِ اینکه کسی باید قدرِ موقعیتش را بداند.
دیالوگ
- she should count herself lucky
واژههای کلیدی
- count oneself lucky — خود را خوششانس دانستن