Disinclined
Disinclined
be disinclined to (do) (رسمی) یعنی «بیمیل/بیرغبت به انجامِ کاری»: I’m disinclined to agree. «رغبتی به موافقت ندارم.» راهی مؤدبانه و رسمی برای گفتنِ «نمیخواهم». متضادِ inclined to (مایل به). پیشوندِ dis- منفیکننده.
واژههای کلیدی
- disinclined to — بیمیل به