Exhausted
Exhausted
exhausted (صفت) یعنی «کاملاً خسته، از پا افتاده» — شدیدتر از tired: I’m exhausted. «دیگر جان ندارم.» exhaust فعل هم هست (خسته کردن؛ نیز تمام کردنِ منبع: exhaust the supplies). اسمِ exhaust = «دودِ اگزوز».
واژههای کلیدی
- exhausted — از پا افتاده، کاملاً خسته
- exhausting — فرساینده، خستهکننده