Fathom
Fathom
fathom (فعل) یعنی «سر درآوردن از، درک کردنِ چیزِ پیچیده» — اغلب منفی: I can’t fathom why she left. «نمیفهمم چرا رفت.» fathom اسمِ واحدِ عمقِ آب هم هست (~۱٫۸ متر)؛ فعلش استعاره از «به عمقِ چیزی رسیدن» است.
واژههای کلیدی
- fathom — سر درآوردن از، درک کردن