Firsthand
Firsthand
firsthand (صفت/قید) یعنی «دستِاول، مستقیم، از تجربهٔ شخصی»: firsthand experience «تجربهٔ دستِاول». I saw it firsthand. «خودم مستقیم دیدمش.» در برابرِ secondhand (دستِدوم، شنیده). با خطفاصله first-hand هم درست است.
واژههای کلیدی
- firsthand — دستِاول، مستقیم