Fruitless
Fruitless
fruitless (صفت) یعنی «بینتیجه، بیهوده، بیثمر»: It is fruitless to reason with them. «استدلالکردن با آنها بیهوده است.» استعاره از درختی که میوه نمیدهد. پسوندِ -less = «بدونِ». متضادِ fruitful (پرثمر، مفید).
دیالوگ
- it is fruitless to reason with them
واژههای کلیدی
- fruitless — بینتیجه، بیهوده
- fruitful — پرثمر، مفید (متضاد)