Goes Without Saying
Goes Without Saying
it goes without saying (that…) یعنی «ناگفته پیداست؛ بدیهی است»: It goes without saying that safety comes first. «ناگفته پیداست که ایمنی اول است.» برای چیزی که آنقدر روشن است که نیازی به گفتن ندارد به کار میرود (اغلب…
دیالوگ
- goes without saying
واژههای کلیدی
- it goes without saying — ناگفته پیداست، بدیهی است