I (don't) know where one is
I (don't) know where one is
I (don’t) know where someone is ساختاری برای گفتنِ آگاهی/بیاطلاعی از محلِ کسی: I don’t know where she is. «نمیدانم کجاست.» — دقت که در جملهٔ خبریِ درونِ سؤال، ترتیبِ عادیِ فاعل+فعل حفظ میشود (نه where is she).
دیالوگ
- I (don't) know where one is
واژههای کلیدی
- where one is — اینکه کسی کجاست