Linger
Linger
linger (فعل) یعنی «درنگ کردن، ماندگار شدن، دیر رفتن» — وقتی چیزی بهکندی از بین میرود: The smell of coffee lingered. «بوی قهوه ماندگار بود.» Don’t linger; we’re late. «معطل نکن؛ دیرمان شده.»
دیالوگ
- Why do you linger in the shadows
واژههای کلیدی
- linger — درنگ کردن؛ ماندگار شدن