فکرش را هم نمیکردم چنین روزی برسد
I never thought I'd see the day — The Originals
گفتوگوی دو شخصیت
I never thought I’d see the day (when…) برای ابرازِ شگفتی از چیزی که باورش سخت بود به کار میرود — انگار میگویی «عمراً فکر نمیکردم چنین روزی را ببینم». I never thought I’d see the day you’d apologize.
دیالوگ
- Well, we did it.
- خب، انجامش دادیم.
- I never thought I'd see the day when "we" meant us.
- فکرش را هم نمیکردم روزی برسد که «ما» یعنی من و تو.
- Well, you're a vampire now.
- خب، حالا تو یک خونآشامی.
- First rule is never say never, because never ain't that long.
- قانونِ اول: هیچوقت نگو هیچوقت، چون «هیچوقت» آنقدرها هم دور نیست.
- And what we did today, it was the right thing.
- و کاری که امروز کردیم، کارِ درستی بود.
واژههای کلیدی
- never thought I'd see the day — فکرش را نمیکردم چنین روزی برسد
- who would have thought — کی فکرش را میکرد