Owe
owe (فعل) یعنی «بدهکار بودن؛ مدیونِ کسی بودن»: You owe me ten dollars. «ده دلار به من بدهکاری.» I owe you an apology. «باید از تو عذرخواهی کنم.» · owing to «بهسببِ».