Reincarnated
Reincarnated
reincarnated (صفت/فعلِ مجهول) یعنی «تناسخیافته، در کالبدی نو دوباره زادهشده»: He believes he was reincarnated. «باور دارد که تناسخ یافته.» اسم: reincarnation (تناسخ). پیشوندِ re- (دوباره).
واژههای کلیدی
- reincarnated — تناسخیافته، دوبارهزاده