Self-Inflicted
Self-Inflicted
self-inflicted (صفت) یعنی «خودخواسته، بر خود واردکرده (آسیب/زخم)»: a self-inflicted wound «زخمی که خودش به خود زده». استعاری: a self-inflicted problem «دردسری که خودت برای خودت ساختهای».
دیالوگ
- I think they're self-inflicted
واژههای کلیدی
- self-inflicted — خودخواسته، بر خود واردشده