(Sth) Keeps One Out Of Trouble
(Sth) Keeps One Out Of Trouble
keep someone out of trouble یعنی «کسی را از دردسر دور نگه داشتن». اغلب شوخ و خودمانی است: A hobby keeps me out of trouble. «یه سرگرمی من را از بیکاری و دردسر دور نگه میدارد.» مقابلش: get into trouble (توی دردسر…
دیالوگ
- yeah, it keeps me out of trouble
واژههای کلیدی
- keep out of trouble — از دردسر دور نگه داشتن
- get into trouble — به دردسر افتادن